پرسش:
چرا عمر به خانه حضرت علي(ع) يورش برد؟
پاسخ:آقای قادری سلام علیک از تاخیر به وجود آمده عذر می خواهم .
عمر به خانه علي(ع) هجوم برد براي اين كه از آن حضرت براي ابوبكر بيعت بگيرد. ماجراي بيعت گرفتن از اميرمؤمنان از دردناكترين و تلخترين بخش از تاريخ اسلام است كه دلهاي بيدار را سخت به درد ميآورد.
پس از بيعت عدهاي از مردم با ابوبكر به عنوان جانشين رسول خدا(ص)، بني هاشم و گروهي از علاقهمندان علي به عنوان اعتراض به اين بيعت و دفاع از حق امام(ع) در خانه حضرت زهرا(س) متحصن شدند. احتارم خاص به خانه زهرا مانع ميشد كه دستگاه خلافت به اين خانه حمله كند و متحصنان را به زور به مسجد كشانده و از آنان بيعت گرفته شد. ابوبكر عمر را با گروهي مأمور كرد كه تا به هر قيمتي كه باشد، متحصنان را از خانه فاطمه(س) بيرون بكشند و از همه آنان بيعت بگيرند.
اينان دوبار به خانه فاطمه(س) حمله كردند، ولي موفق به رفتن داخل خانه نشدند. در بار سوم عمر با آتش زدن در خانه زهرا(س) در را شكست و به زور وارد خانه شدند و با وضع فجيع و دردناكي علي(ع)را براي بيعت به مسجد بردند.(1)
پي نوشتها:
1 - جعفر سبحاني، فروغ ولايت، ص 181 - 187.
.......................................................................................................................................
.......................................................................................................................................
پرسش:
اگر سفارش پيغمبر(ص) مبني بر صبر نبود علي(ع) در برابر كتك خوردن حضرت زهرا(س) سكوت مي نمود؟
پاسخ:
صبر و بردباري بسيار تلخ و دردناك اميرمؤمنان (ع) در مقابل غصب خلافت و مصيبت هاي وارده بر خاندان بزرگوارش تحمل كرد و اين جام تلخ تر از زهر را بر سر كشيد. سال ها بعد اين صبر را بدين گونه توصيف فرمود: "صبر كردم، ولي به كس مي ماندم كه خاشاك چشمش را پركرده، و استخوان راه گلويش را گرفته باشد".[15]
اين استقامت به خاطر حفظ اسلام و آيين حضرت محمد(ص) بود. حضرت در اين زمينه مي فرمايد: "وقتي حقم غصب گرديد فكر كردم كه با دست تنها و نداشتن نيرو حمله كنم يا صبر نمايم؟ صبري كه بچه را پير مي كند! پس ديدم شكيبايي بر اين محيط ظلماني به عقل نزديك تر است".[16]
ابن ابي الحديد مي نويسد: " در يكي از روزهايي كه علي(ع) عزلت گزيده دست روي دست گذاشته بود، بانوي گرامي فاطمه زهرا(س) او را به قيام و نهضت و بازستاني حق خويش تحريك كرد. در همان هنگام صداي مؤذن به نداي "أشهد أنّ محمد محمداً رسول الله" بلند شد. امام رو به همسر گرامي خويش كرد و گفت: آيا دوست داري كه اين صدا روي زمين خاموش شود؟ فاطمه گفت: هرگز. امام فرمود: پس راه همين است كه پيش گرفته ام.[17]
مظلوميت علي(ع) به حدي است كه زهراي مرضيه(س) صدمات و لطمات را به خاطر دفاع از حق مسلّم امام (ع) به جان خريد. امام علي(ع) مي داند قدرت ندارد تا پيروز شود، و اگر حمله كند جنگ داخلي شروع مي شود. آن زمان آغاز اسلام بود و چه بسا بر اثر جنگ داخلي اساس اسلام از بين مي رفت. براي اين كه اسلام محفوظ بماند حضرت در مقابل غصب خلافت و اهانت به همسر گراميش صبر جان فرسا را متحمل گرديد.
[15] نهج البلاغه، خطبة 3 "شقشقيه".
[16] همان.
[17] ابن ابي الحديد، شرح نهج البلاغه، ج 11، ص 113.
{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{
پرسش:
يوم الخميس يعني چه ؟ چرا فضايل و مناقب علي علیه السلام را ناديده گرفتند؟
پاسخ:خواهر محترمه خ-گوشبر از کردستان
يوم الخميس روزي است كه به گفته ابن عباس ,(1) پيامبر اكرم صلی الله علیه واله در بستر بيماري خواست قلم و كاغذ بياورند تا وصيت كند, تا پس از او امت گمراه نشود, ولي متأسفانه كساني مانع شدند و وصيت نوشته نشد.
علت ناديده گيري فضايل و مناقب علي علیه السلام اين بود كه آن حضرت هميشه به دنبال حق بود و مي خواست در جامعه , حق حاكم باشد و از حق طرفداري گردد و به حق عمل شود و هر چه و هر كه ناحق است , از ميان برود. مي دانيد اين موضوع براي برخي گران است و مي خواهند در جامعه زمينه براي داشتن امتيازات آماده باشد; از اين جهت كاري كردند كه علي علیه السلام منزوي و 25سال خانه نشين گردد و پس از اين كه مردم از تبعيضات و بي عدالتي ها به ستوه آمدند, به طرف نمونهء تقوا و عدالت هجوم آوردند و او را به عنوان خليفه برگزيدند و آن حضرت خليفهء چهارم مسلمانان گشت , در حالي كه پيامبرصلی الله علیه واله با اشاره و تصريح او را جانشين خود معرفي كرده بود.(به کتاب المراجعات ص ۴۳۳ مراجعه نمایید)
(پـاورقي 1.مسند احمد حنبل
}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}
پرسش:
چرا خداوند متعال راضي شد بعد از رحلت نبي گرامي اسلام , دنيا طلبان , آخرين و كامل ترين دين او را از مسير حق منحرف كنند و درنتيجه تا ابد مسلمانان ذليل و اولياءاللّه مظلومانه شهيد شوند؟
پاسخ:برادر گرامی آقای سجادی از اراک با عرض سلام.
به عقيدهء شيعه خداوند متعال , انسان را مختار و آزاد آفريده ـالبته نه آزاد مطلق ـ و چنين تقدير كرده است كه خوشبختي و بدبختي در دست آدمي باشد. او اگر بخواهد خوشبخت باشد, مي تواند و اگر هم نخواهد, دست خودش است .
به علاوه كارهاي خداوند بر مبناي اصول و نظم انجام مي گيرد و او تمام كارها را از راه طبيعي خود انجام مي دهد و خارج از آن كاري نمي كند. امام صادق علیه السلام مي فرمايد: .(1)
خداوند در مورد انسان چنين مقدر كرده است كه كارهاي او را آن گونه محقق كند كه خودش مي خواهد و وقتي تغيير بدهد كه خود در صدد تغيير آن است : .(2)
بنابراين , معنا ندارد بعد از رحلت پيامبر اكرم صلی الله علیه و اله مستقلاً دخالت كند وكارها را بر خلاف اراده و خواست مردم در مسير خود قرار بدهد. چنين كاري جبر است و از انسان سلب اختيار مي كند, كه منافي با قضا و قدر الهي مي باشد.
وقتي خدا به مردم عقل داد و اختيارشان را در دستشان داد و پيامبري دلسوز و پر تلاش براي آن ها فرستاد و او مدت 23سال شبانه روز آنان را دعوت به حق و حقيقت كرد, ولي آنان بر خلاف صراط مستقيم حركت كردند, ديگرلزومي ندارد بعد از رحلت هم به طور مستقل دخالت كند و به طور اجبار آن را به صراط مستقيم ارشاد نمايد. بايد آن ها را رها كرد تا سزاي خود را ببينند; به قول شاعر:راهست و چاهست و ديدهء بيناي آدمي* بگذار تا بيفتد و بيند سزاي خويش.
(پـاورقي 1.محمد باقر مجلسي , بحارالانوار, ج 2 كتاب العلم , ص 90
(پـاورقي 2.رعد (13 آيهء 11
]
+ نوشته شده توسط مجید در جمعه
1387/07/05 و ساعت
8:44 |